ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

140

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مىكنند نخستين كسى كه اسب خود را در راه خدا به تاخت و تاز در آورد مقداد بن عمرو بود . عبيد اللَّه بن موسى از اسرائيل ، از مخارق ، از طارق ، از عبد اللَّه نقل مىكند كه مىگفته است * موضوعى را از مقداد بن عمرو ديدم كه اگر من آن را انجام داده بودم برايم بهتر از هر چيزى بود . گويد : مقداد به حضور پيامبر ( ص ) آمد و آن حضرت مردم را براى شركت در جنگ با مشركان فرا مىخواند . مقداد گفت : اى رسول خدا به خدا سوگند ما آن چنان كه قوم موسى به او گفتند كه « خودت و خدايت برويد و جنگ كنيد و ما همين جا نشستگانيم » [ 1 ] نمىگوييم بلكه ما در طرف راست و چپ و پيشاپيش و پشت سر تو جنگ خواهيم كرد و پيامبر ( ص ) از اين سخن چهره‌اش درخشان و شاد شد . گويند ، مقداد در جنگهاى بدر و احد و خندق و ديگر جنگها در التزام ركاب پيامبر ( ص ) شركت داشت و از تيراندازان مشهور اصحاب پيامبر ( ص ) بود . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ثابت نقل مىكند مقداد بن عمرو از يكى از مردان قريش دخترش را خواستگارى كرد كه نداد . پيامبر ( ص ) به او فرمود : من ضباعة دختر زبير را به همسرى تو در مىآورم . واقدى از موسى بن يعقوب ، از عمه‌اش ، از مادرش نقل مىكند كه مىگفته است سهم درآمد غله مقداد را از خيبر كه بيست و پنج خروار جو ساليانه بود به معاوية بن ابو سفيان به صد هزار درم فروختيم . يزيد بن هارون از جرير بن عثمان ، از عبد الرحمن بن ميسرة ، از ابو راشد حبرانى نقل مىكند كه مىگفته است * از مسجد بيرون آمدم و به مقداد بن اسود برخوردم كه روى صندوقى از صندوقهاى محتوى درمهاى سيمين نشسته بود و آن صندوق بسيار بزرگ بود . گفتم : تو از حركت معذورى . گفت : چنين نيست كه آيهء « بيرون رويد سبك‌بار و گران بار و جهاد كنيد به اموالتان و جهانهايتان در راه خدا » [ 2 ] تكليف را روشن ساخته است . واقدى از موسى بن يعقوب ، از عمه‌اش از مادرش كريمه دختر مقداد نقل مىكند در وصف پدر خود مىگفته است مردى بلند قامت و سيه‌چرده و داراى شكم بزرگ و سر پر موى بوده است . ريش خود را كه بسيار زيبا و به اندازه بوده زرد مىكرده است ، چشمان

--> [ 1 ] . بخشى از آيهء 24 سورهء پنجم - مائده . - م . [ 2 ] . بخشى از آيهء 41 سورهء نهم - توبه . - م .